این زندگی ترسناک...
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 10:24
امروز 18 اسفند 98 ، طبق تقویم هجری روز مرد و طبق تقویم میلادی روز زن به شمار میاد و اگه در شرایطی غیر از قرنطینه و تعطیلی پیاپی اجباری به خاطر مقابله با کرونا بودیم، امروز به تنهایی قابلیت شاد کردن و
از یکم فروردین
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 10:24
از یکم فروردین زندگی دو نفرۂ من و یار زیر یک سقف شروع شد و تموم شب ها و روزهای این بیست و چند روز گذشته رو با شادی در کنار هم سپری کردیم... هزار هزار تا شکرت خدا :)هیچگونه جشن و مراسمی نداشتیم. چند رو
شهریور در راه است
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:38
تابستون شلوغی شد. گرما و طولانی بودن روز، مثل همیشه رنج آوره ولی از اینکه یک بار تو زندگیم یه برنامه چیدم و تو خط همون برنامه جلو رفتم، سر از پا نمیشناسم! دیگه داشت برام یه رویای دوووور میشد که بتونم
پایان ترمانه!
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:38
من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانهمن چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانهدر شهر یکی کس را هشیار نمیبینمهر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانهجانا به خرابات آ تا لذت جان بینیجان را چه خوشی باشد بیصحبت جا
الکی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:38
آهنگ «الکی» قمیشی تازه دراومده بود که یه گلچین دستمون رسید و با تلویزیون 14اینچ و mp3 قاچاقی اتاقمون تو خوابگاه، هرروز «الکی» و بقیۂ آهنگای اون گلچین فارسی رو گوش می دادیم. یه چندتایی هم فیلم با همون
نظم
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:38
فهم و انتظار من از «نظم» با چیزی که خداوند برام مقدر کرده، گاهی تفاوت میکنه و من عصبی میشم... عصبی میشم که چرا طبق پیش بینیم جلو نمی ره و تسلطم رو از دست دادهم؟اما امور جهانی بی توجه به منِ هیچ، ب
نتیجه
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
به لطف خدا برای سومین بار دانشجو شدم: دکترا قبول شدم :)
امید
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
با یک دنیا امید و اشتیاق، آغوشمو به روی مهرماه باز کردم.امید، آخرین مسکن قوی برای تحمل سختی هاست! کنار امید اگه تندرستی و پشتکار هم باشه، کمر نمیشکنه، قامت خم نمیشه، خم به ابرو نمیاد.خدایا شکرت که تن و بدن سالمی دارم و مقدار زیادی امید.
ذوق زدگی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
مهرماه 94 دو گروه فارسی عمومی داشتم که یکیشون جزو بهترین گروههای درسی ای بوده که تابحال داشتهم و یادمه به ذوق همون دانشجوها میرفتم دانشگاه! بس که بانشاط و فعال و خوشرو بودن. نصف کلاس جزو رشتۂ ادبیا
بیستم مهرماه98
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
دیشب در آستانۂ ورود به 32 سالگی، جلسهای برای رسمی کردن رابطه مون داشتیم که حس میکنم قدم خوب و بزرگی برداشته شد :)هرچه بیشتر نسبت به انتخاب شریک زندگیم مطمئن و دلگرم شدم و از ته دل خوشحالم که خانواده هامون اینهمه با هم مشترکات و صمیمیت و آشنایی دارن.پس پیش به سوی ساختن زندگی متاهلی! 32سالگی عجب سال پ...
نومزدنگ
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
شانزده روزه که رسماً نامزد شدیم و از بابت همه چیز خوشحالم و هزار بار خدا رو شکر میکنم. در مجموع راضی هستم بااینکه همه چیز داره به سرعت باد پیش میره و مجبوریم با بدو بدو و تحمل خستگی کارهامونو بکنیم. ا
عقد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
به تاریخ 13 آبان 98 یا همون روز دانش آموز با یار مهربونم عقد کردیم و یک خان دیگه رو پشت سر گذاشتیم :)
پادشاه فصلها، پاییز! نرو فعلا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:48
وبلاگمو همچین خاک گرفته که وقتی میام نزدیکش سرفه م میگیرهحال من خوب است ملالی نیست جز دوری یار :) اونم کلی خودشو به آب و آتیش زد برگرده شهر خودمون ولی موقعیت کارش اینجا انقدر ناعادلانه و حق خورانه بو
خط قرمز
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
خط قرمزهای منو خیلیا بلد نیستن و اگه گاهی بابتشون آزرده بشم، تقصیر دیگران نیست. گرچه خیلی رفتارها سبکسرانه و عمداً برای رنجوندن ظاهر میشه ولی وقتی واقعاً طرف قصد نداره من رو آزار بده و با رفتاری، حرفی، حرکتی، به خط قرمزهام هجوم میاره، من باید چیکار کنم؟ چطور همزمان از خط قرمزم محافظت کنم و ناراحت نش...
کتاب
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
گفته بودم برای ترم جدید دیگه به کتابهای دانشگاه ارجاع نمیدم و خودم یه جزوۀ کم حجم و جامع مینویسم با سرفصهای مرتب چون کتابهای موجود فاقد این انسجامه... تو ذهنم همه ش به ترتیب انجام شد و فرصت تایپ و جمع
واگویه
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
معیار خوشبختی چیز ثابت و چارچوب داری نیست ولی اکثر ما به تأثیر رسانههای مخربی مثل اینستاگرام، خوشبختی رو در پولداری و سلامت و زیبایی و اسباب و علل مادیِ بی نقص میبینیم. البته که داشتن اینها لذت داره
فانتزی
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
دو دستی طناب زندگیمو چسبیدم و بدون کمک گرفتن از کسی، کشیدم و کشیدم. هیچ جا و هیچ وقت، مددی از خانواده به من نرسید. با دوست و همکار، در حد تعاون، یادگرفتن، یاد دادن و همدلی معاشرت کردم و وارد بعد شخصی
منم اون فانیِ باقی
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
ممکنه سختیِ یک روز خاص رنجم بده و اشکمو دربیاره ولی حافظه م هنوز کار میکنه و این سختی رو کنار سختی های مشابه تو سالهای گذشته میذارم و سعی میکنم به هر نحوی که هست یادم بیاد چطور ازش عبور کردم و وقت
خواندن!
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 4:36
تجربۂ آموزش خواندن و نوشتن زبان فارسی به دانشجویان غیرفارسی زبان دانشگاهمون، جزو خواستنی هام بود و ترم گذشته پیشنهادشو از مسئول امور دانشجویان خارجی گرفتم و مشتاقانه قبول کردم. ماه قبل مجدد بهم پیام د